حق مساوات و برابری از ديد گاه اسلام

 

بسم الله الرحمن الرحيم
نوشته: دکتر عبد الرحمن- مشاور امور عدلی وقضايی

{يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ} [الحجرات:13]

« ای مردم! ما همه ی شما را ازمردوزنی آفريده وبه صورت ملته ها وقبيله هايی درآورده ايم تا با يکديگر آشنايی وارتباط پيدا کنيد (اما بدانيد که) افضل ترين شما در پيشگاه خداوند پرهيزگار ترين شما است»

حق مساوات از ديدگاه اسلام وحقوق بشر:

اساس اين حق از نظر اسلام عبارت است از اينکه تمامی انسانها در نشأت وخلقت خود مساوی وبرابراند،تمامی بشريت اولاده آدم وحواء هستند،همچنان تمامی بشريت نه ماه در رحم مادر می مانند،واز يک موضوع بدنيا می آيند مگر در حالت اظطرار که طفل بواسطه جراحی بدنيا می ايد.

وهمچنان مصير تمامی بشريت يک است که همه شان در آخر ميمرند،وهيچ کس ولو اگر عمر طولانی هم داشته باشد دائم نمی ماند چنانچه که خداوند پاک در قرآن شريف می فرمايد: {كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فَانٍ} [الرحمن : 26]؛همه موجودات که در روی زمين است فنا وختم شدنی است.

از آيه مبارکه(يَا أَيُّهَا النَّاسُ…) چنين فهميده ميشود که اختلاف رنگ وجنس در ميان طائفه ها وقبيله ها نيست مگر بخاطر شناسائی وهمکاری وهيچ فرق بين سياه پوست وسفيد پوست نيست وبين سرمايه دار وفقير،در پيشگاه خداوند پاک همه برابر اند. وهمه مخلوق خداوند جل جلاله وبنده گان اوست،هيچ فرق بين شان از نگاه حسب ونسب نيست ونه از نگاه اوضاع اجتماعی،وفرق بين انسانها در دنيا بعلم ودر دنيا وآخرت به تقوی است وبس.

ونفس اين مفهوم را رسول خدا صلی الله عليه وسلم در ذکر نموده است چنانچه که می فرمايد:

«الناس سواسية کأسنان المشط ولا فضل لعربی علی آعجمی ولا لأبيض علی آحمر إلا بالتقوی» رسول اکرم صلی الله عليه وسلم در خطبه حجة الوداع تاکيد شديد با اين مبدا نموده است که ما اين را خلاصه ومجمل رسالت اسلام هم گفته ميتوانيم ودر ين حديث رسول خدا صلی الله عليه وسلم اساس مبدآ مساوات را ذکر کرده است «آیها الناس إن ربکم واحد وإنا أباکم …….»؛ای مردم! بدانید که پروردگارتان پروردگاری واحد وپدرتان يکی است! بدانيد که هيچ عربی را بر غير عرب وغير عربی را بر عرب وسرخ پوستی را بر سياه پوست وسياه پوستی رل بر سرخ پوست،جز به وسيله ی تقوا وپرهيزگاری،هيچ بر تری نيست…” رواه احمد فی مسنده 5/ 411.

همچنان حضرت عمر بن الخطاب( رضی الله تعالی عنه) را می بينيم که چطور انصاف ميکند وعدالت می نمايد با آن پسر قبطی(مصری) که آنرا پسر حضرت عمروابن العاص (رضی الله عنه) (والی مصر در آن وقت) لت کوب نموده بود حضرت عمر( رضی الله عنه) پدر وپسر هر دو را ميخواهد وتازيانه را بدست قبطی ميدهد ودر پيش چشمان عمر وبن العاص رضی الله عنه از فرزندش قصاص آن مصری را ميگرد مصری را ميگويد بزن همانگونه که شما را زده است.

تا به اين حد بود اساس مجتمع مسلمان وصحابه کرام خاصة در سايه بيرق مساوات وبرابريکه قرآن وسنت نبوی ( صلی الله عليه وسلم) بما ثابت نموده است.

بارز ترين مثالها از حيث وضاحت درين مقام موقف صحابی جليل حضرت ابو ذز غفاری (رضی الله عنه) است،وقتی که مشاجره می نمايد با يک غلام سياه پوست،ومشاجره بين شان طول ميکشد حضرت ابوذر( رضی الله عنه) به آن برده ميگويد ای بچه سياه تو با من مشاجره می نمائی. رسول اکرم(صلی الله عليه وسلم) سخن او ذر( رضی الله عنه) را ميشنود وبسيار غصه ميشود به اندازه که رنگ مبارک سرخ می شود ومی فرمايد:«طف الصاع يا أباذر… طف الصاع (یعنی جاوز الآمر حده) ليس لابن البيضاء علی ابن السوداء فضل إلا بالتقوی آو بعمل صالح»؛کار ازحد گذشت يا ابا ذر،کار از حد گذشت نيست فرزند سفيد را بالای فرزند سياه بر تری وفضيلت مگر به تقوی ويا عمل صالح ونيکو.وابو ذر الغفاری اين صحابی بزرگ روی خود را به زمين می ماند واز آن غلام ميخواهد که پايش را بالای رويش بماند رويش را پامال کند.

اين بود اعتراف اسلام به مبدأ مساوات وبرابری. که چه بهتر مسلمانان در صدر اسلام اين اصل را رعايت وبه آن تمسک مي نمودند.

مبدأ مساوات دراسلام بزرگترين اصل بعد از آزادی می باشد. ودارائی اساساتی است که حق ازادی روی آن استوار است.

چنانچه که خداوند پاک می فرمايد:{ يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِي تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً}[النساء:1]؛ای مردمان بترسيد از پروردگارتان آن پروردگاريکه شما را از يک نفس خلق کرده است واز او همر او را خلق نموده است وتولد نموده ومنتشر نموده از اين هردو مردهای بسيار وزنهای بسيار را.

همچنان حق مساوات در اسلام قائم بر اساس بندگی برای خداوند متعال است،آن ذاتی که امر نموده که تنها تسبيح وپاکی او را بيان نمايم. چنانچه که می فرمايد:{سبح اسم ربک الأعلی} ؛تسبيح بگوييد بنام پروردگار عالی وبلند مرتبه”

تمامی انسانها بنده خداوند جل جلاله است پس برای هيچ يک از انسانها نيست که بالی ديگران طلب علو وبلندی کند ويا تکبر نمايد زيرا که همه شان در رتبه ومنزلت مساوی اند وهمه بنده خداوند پاک است.

حق مساوات در اسلام از حق مساوات وبرابری در ديگر تشريعات بشری اين فرق وامتياز را دارد که به سبب اختلاف ويا تفاوت طبقاتی هيچ نوع استثناء وتجاوز را اجازه نمی دهد.

در باره حديث مخزوميه وشفاعت اسامة بن زيد وغضب رسول الله صلی الله عليه وسلم بهترين شاهد است،چنانچه که رسول صلی الله عليه وسلم درين باره به اسامه می فرمايد:« أتشفع فی حد من حدود الله يا أسامة والله لو أن فاطمة بنت محمد سرقت لقطعت يدها»؛آيا شفاعت ميکنی ای أسمامة در حد از حدود خدا قسم به خدا اگر فاطنة بنت محمد صلی الله عليه وسلم دزدی نمايد دستش را قطع ميکنم.

حق مساواتی را که اسلام برای انسان ثابت کرده است اثر مثبت در تطبيق ديگر حقها دارد مثل حق زندگی،حق آزادی،حق اظهار رأی،حق عدم اکراه در دين،حق معيشت که از اندازه کفايت کم نباشد،حق مساوت وبرابری در برابر قانون وحق های ديگر تمامی انسانها در تطبيق اين حقها برابر هستند زيراکه همه بنده خدانود پاک اند.

اعتراف اسلام به مساوات اين معنی را ندارد که فرقهای فردی وخلقی در بين انسانها ملغی است. واين معنی را ندارد که همه انسانها مثل يک اجزاء دسگاه است،که يک جزء آن از اجزاء ديگر هيچ فرقی نداشته باشد. زيراکه مطلق مساوات مقصود نيست بخاطريکه الله تعالی انسانها را متفاوت در قدرتهای فردی وخلقی ونفسی وغيره خلق کرده است.

پس اين فرقها در نزد اسلام اعتبار دارد ورعايت آنها ضروری است. به سبیل مثال صحيح نيست مساوات بين شخص بينا ونا بينا در اداء واجباتی که اداء آن احتياج به سلامت بصر دارد.

همچنان مساوات صحيح بر قرار نمی شود بين يک شخص معيوب وشخص سالم در انجام واجباتی که احتياج به سلامت جسم دارد.

پس از ارشادات دين مبين اسلام بر ميايد که انسانها در افرينش يکسان ومساوی خلق شده اند وجز به پرهيزگاری ودانش بريکد يگر برتری ندارند واين حق مساوات را بايد همه انسانها بدانند وبه موازين آن عمل کنند تا حقوق اساسی وبشری به صورت درست حفظ ورعايت شود.