مسئله عذر بالجهل و اقامه حجت
مسئله عذر بالجهل و اقامه حجت
السلام علیکم و رحمة الله و برکاته
امیدوارم حال علمای گرامی مان خوب باشد . از الله تعالی می خواهم که تمامی ما را حفظ کند و شیخ شجاع مان ابومحمد مقدسی را از اسارت آزاد کند و او را مایه خشم و غیظ کفار و مرتدین قرار دهد.اللهم آمین.
سؤال من درباره کسی است که مرتکب کفر یا شرک اکبر می شود؛به چه صورت بر او اقامه حجت می شود؟و آیا چنین کسی که در جوامع امروزی زندگی می کند معذوربالجهل محسوب می شود؟
والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته
سؤال از: ابوجمزه انصاری
----------------------------------------
جواب از:هیئت شرعی
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله أن العاقبة للمتقین و أن لا عدوان إلا علی الظالمین.
وبعد:و علیکم السلام و رحمة الله و برکاته.
از خداوند بزرگ، پروردگار عرش عظیم، خواستاریم که اسیران مان را آزاد کرده و مشکل گشای مصیبت زدگان و اندوهگینان باشد.خداوندا تویی مولای ما،ما را بر کافران پیروز بگردان.آمین.
درباره مسئله عذر بالجهل و اقامه حجت اجمالاً باید امور زیر مورد توجه باشد.البته بسیاری از اهل حق در باره این مسئله شرعی به تفصیل توضیح داده اند.
اولاً:مردم درباره مسئله عذربالجهل از حیث احتساب آن به عنوان مانعی از موانع تکفیر معین،افراط و تفریط کرده و برخی راه میانه می روند. برخی در تکفیر معین جهل را به هیچ عنوان عذر به حساب نمی آورند و برخی جهل را مانع مطلقی در تکفیر معین قرار داده اند.
راه حق ان شاء الله میان این دو است چرا که اموری چند به مسئله عذر بالجهل تعلق می گیرد:
از جمله :نوع مسئله مجهول مهم است مانند اینکه از مسائل خفیه باشد،ونیز وضعیت خود جاهل مهم است مانند اینکه تازه مسلمان باشد و نیز محیط مهم است مانند اینکه محیطی پر از جهل و بدعت باشد.
ثانیاً:جهل فقط زمانی مانع تکفیر و عذر خواهد بود که شخص مکلّف قادر به از بین بردن این جهل نباشد،اما اگر بتواند این جهل را از بین برد و خود کوتاهی و روی گردانی کند،این گونه جهل از اکتساب خود شخص است و با آن معذور به حساب نمی آید.شیخ الاسلام ابن تیمیه می گوید:« إن العذر لا يكون عذرا إلاّ مع العجز عن إزالته ، و إلاّ فمتى أمكن الإنسان معرفة الحقّ فقصّر فيه ، لم يكن معذور»: "عذر،عذر نیست مگر با وجود عجز از ازاله آن،و الا اگر انسان توانایی شناخت حق را داشته باشد و خود کوتاهی کند،معذور نیست".
ثالثاً: مسئله اقامه حجت در تکفیر معین نیز به مسئله جهل مرتبط می باشد.باید دانست که اقامه حجت با وجود دو امر انجام می پذیرد:
امر اول:شرط توانایی شناخت(التمکن من العلم) و امر دوم:توانایی عمل به آن.اما کسی که توانایی شناخت نداشته و عاجز از علم باشد مانند فرد دیوانه و نیز کسی که توانایی عمل نداشته باشد،امر و نهیی بر اینان نیست.مانند کسی که در بیابان دورافتاده ای زندگی می کند و شرائع اسلام بدو نرسیده است یا کسی که تازه مسلمان بوده و از احکام دین خبر ندارد،تکفیر چنین افرادی جایز نیست مگر بعد از اقامه حجت. البته این درباره کسی است که اصل اسلام را پذیرفته باشد اما کسی که اهل فترت بوده و اصلاً وارد دایراه اسلام نشده است در دنیا با آنان همانند کفار تعامل می گردد اما در آخرت همانطور که در احادیث ثابت است دچار آزمایش خواهد گردید تا موحد و مشرکشان جدا گردد.
اما غیر از اینان،معذور بالجهل نخواهند بود مگر در مسائل خفیه و تکفیر مسلمان جز بعد از اقامه حجت و ازاله شبهه جایز نیست اما در غیر این مسائل؛ ما درباره مکلف طبق کفری که از خود نشان می دهد حکم می کنیم و درباره چنین کسانی اقامه حجت شرط نیست مگر در هنگام عقوبت که استتابه نامیده می شود.بیان و اقامه حجت درباره چنین کسانی زمانی شرط است که بخواهیم عقوبت و حدی بر آنان جاری کنیم نه زمانی که بخواهیم آنان را کافر بنامیم.یعنی کسی که کفر صریحی مانند گرایش به سکولاریسم ومکاتب آن یاسجده برای غیر الله مرتکب می شود برای کافر نامیدن او،اقامه حجت شرط نیست، و فقط هنگام اجرای حد بر او اقامه حجت لازم می گردد.
و اگر کسی می خواهد دراین باره به تفصیل بداند به کتاب"رسالة الایمان والکفر" ،مراجعه کند.
والله اعلی واعلم.
دین شما چیست؟